خانه » آرشیو برچسب: داستان ایرانی

بایگانی برچسب ها: داستان ایرانی

دانلود داستان ققنوس مرگ نودهشتیا

دانلود داستان ققنوس مرگ نودهشتیا

دانلود داستان ققنوس مرگ نودهشتیا

دانلود داستان ققنوس مرگ نودهشتیا

دانلود داستان ققنوس مرگ نودهشتیا

نام داستان: ققنوس مرگ
نویسنده: نسترن اکبریان (N.a25)
ژانر: تراژدی_اجتماعی
سخن نویسنده: زندگی همیشه هم لبخند به لبت نمیاره! همیشه ته واقعیت ها روشن و آخر تنهایی ها سیاهی نیست.
تنهایی ها دو دسته هستن؛ اون دسته از افرادی که توی تنهایی نا امید و افسرده میشن، توی داستان من جایی ندارن! داستان اونی هست که تنهایی براش محرک سر پا شدنه. تنهایی رو یک تکیه گاه می‌دونه تا با دست های خودش بلند بشه و به چهره‌ی آدم هایی که رهاش کردن لبخند بزنه!

ادامه مطلب

دانلود داستان گرگ زاده نودهشتیا

دانلود داستان گرگ زاده نودهشتیا

دانلود داستان گرگ زاده نودهشتیا

دانلود داستان گرگ زاده نودهشتیا

دانلود داستان گرگ زاده نودهشتیا

 

نام داستان:گرگ زاده
Queen.K: نام نویسنده
ژانر: تخیلی و عاشقانه
خلاصه:
سمفونی داستان برای دختری نواخته می شود؛ با ظاهری متفاوت و اخلاقیاتی که از ظاهرش خاص تر جلوه می کند. بانویی که روح و جسمش با مردمش هم خوانی ندارد و سعی می کند برای همرنگ شدن با این جمع ستم دیده، تغییر کند. مردمانی که از جنگ و خون ریزی واهمه دارند و این هراس را دلیل محکمه پسندی برای صلح با اشراف می پندارند. بالاخره با اجبار، ماموریتی بر دخترک غریب داستان، در شهر تحمیل می شود؛ ماموریتی که شاید نجات دهنده آن ها باشد.

ادامه مطلب

دانلود داستان جانا نودهشتیا

دانلود داستان جانا نودهشتیا

دانلود داستان جانا نودهشتیا

دانلود داستان جانا نودهشتیا

دانلود داستان جانا نودهشتیا

و اما خلاصه ی داســـــتان :
این داستان نمایانگر عشق است. هم عشق به جنس مذکر، و هم مونث! اما او باید یک نفر را انتخاب کند. به راستی؛ او کدام یک از این دو است؟

ادامه مطلب

دانلود داستان شافع نودهشتیا

دانلود داستان شافع نودهشتیا

دانلود داستان شافع نودهشتیا

دانلود داستان شافع نودهشتیا

نام کتاب:‌ شافع
نویسنده:ملیکا پاک روش_کاربر انجمن نودهشتیا
ژانر:اجتماعی
<<www.98ia1.ir>>

خلاصه: زنی سراسر رنج و سختی ، زنی که از بدو کودکی زندگانی اش با رنج عجین گشته است و سبب سختی هایش را خدایی می دانست که در اذهانش وجود نداشت . اما در انتها آیا به خدایی خدا ایمان می آورد ؟
نگاه نم خورده ام را متوسل می نمایم به پنجره ی سراسر نور.باری ، پا نهاده ام به قدمگاهت .
شرم سارانه نگاه می‌گیرم از پنجره فولاد طلایی ات و می نگرم به کبوتران ایوانت ؛غبطه می خورم به حال خوبشان ، به اینکه از حضورشان در برابرت همچون من شرمگین و خجل نیستند .

ادامه مطلب

دانلود داستان رضا عشقی نودهشتیا

دانلود داستان رضا عشقی نودهشتیا

دانلود داستان رضا عشقی نودهشتیا

دانلود داستان رضا عشقی نودهشتیا

دانلود داستان رضا عشقی نودهشتیا

مقدمه:

من از آن روز که در بند توام، آزادم

پادشاهم که به دست تو اسیر افتادم.

همه غم های جهان هیچ اثر نمی‌کند،

از بس که به دیدار عزیزت شادم!

خرّم آن روز که جان می‌رود اندر طلبت،

تا بیایند عزیزان به مبارک بادم

ادامه مطلب


تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است